Chat with us, powered by LiveChat
چرا آموزش زبان انگلیسی سازمانی مهم است؟

چه بخواهید چه نخواهید، امروزه زبان انگلیسی زبان دنیای تجارت است. شرکت‌های چندملیتی تلاشی روز افزون برای گسترش استفاده از زبان انگلیسی در سطح سازمان دارند – برای مثال شرکت‌هایی مثل ایرباس، دایملر، کرایسلر، فست ریتیلینگ، نوکیا، رنو، سامسونگ، اس‌اِی‌پی، تکنیکالر، و مایکروسافت در پکن – همه برای تسهیل تعاملات و افزایش بهره‌وری در سطح بین‌المللی در تلاش هستند.

در اختیار داشتن ابزاری یکسان برای برقراری ارتباط تنها یک فکر خوب نیست، بلکه یک اجبار است، خصوصا برای شرکت‌های بین‌المللی که با کشورهای دیگر در تعامل هستند و یا حتی شرکتی ایرانی که بر مشتریان داخلی خود متمرکز است. تصور کنید افرادی از بخش فروش شرکتی که دفتر مرکزی آن در تهران است جلسه‌ای دارند. شاید بپرسید چه لزومی دارد آنها انگلیسی بلند باشند؟ حالا، تصور کنید این تیم برای قرار مذاکراتی راهی شرکت دیگری در تهران می‌شود اما در جریان نیست که شرکت دوم از شرکای تجاری بین‌المللی خود که فارسی بلد نیستند نیز دعوت کرده است. جلسه‌ای را تصور کنید که دو شرکت ایرانی بر سر میز مذاکره نشسته‌اند اما نمی‌توانند قرارداد را به سرانجام برسانند، تنها به این دلیل که یکی از طرفین نمی‌تواند با تیم طرف دوم که اعضایی غیرفارسی‌زبان دارد ارتباط بگیرد. قطعا این موضوع زنگ‌خطری برای سازمان‌ها است که زودتر فکری به حال آموزش زبان انگلیسی سازمانی کنند.

هیروشی میکیتانی، مدیر عامل شرکت راکوتن – بزرگ‌ترین فروشگاه آنلاین ژاپن – هم دغدغه‌هایی مشابه داشت و به‌همین جهت در سال 2010 دستور داد تا زبان رسمی تجارت در شرکتش زبان انگلیسی باشد. هدف شرکت تبدیل شدن به شرکتی تراز اول در زمینه خدمات اینترنتی در سطح دنیا بود. میکیتانی باور داشت که سیاست جدید او – که حدود 7.100 کارمند ژاپنی را تحت‌تاثیر قرار می‌داد – برای پوشاندن جامه عمل به خواسته او کارگر خواهد افتاد، خصوصا که تمرکز اصلی شرکت برای رشد بر بازارهای بین‌المللی بود. او نه تنها چشم‌اندازی بلندپروازانه برای شرکتش متصور بود، بلکه در قبال افزایش اعتبار جهانی کشورش که جزیره‌ای با مردمانی محافظه‌کار است احساس مسئولیت می‌کرد.

این شرکت که امروزه میلیاردها دلار می‌ارزد – و به‌لحاظ ارزش جایی میان وب‌سایت آمازون (Amazon) و ای‌بِی (eBay) است – بر غلطک رشد افتاد بود: راکوتن شرکت‌های PriceMinister.com در فرانسه، Buy.com و FreeCause در ایالات متحده، شرکت Play.com در بریتانیا، شرکت Tradoria در آلمان، و شرکت عرضه کتاب‌های الکترونیک Kobo در کانادا را خرید و سرمایه‌گذاری‌های مشترکی با شرکت‌های سرشناس چینی، اندونزیایی، تایوانی، تایلندی و برزیلی راه‌اندازی کرد. میکیتانی که بر هدف آموزش زبان سازمان مصمم بود، تمامی برنامه‌های خود را به زبان انگلیسی اعلام می‌کرد. چیزی نگذشت که منوی رستوران‌ها و کافه‌های شرکت و تابلو‌های روی دیوارها همگی به زبان انگلیسی شدند. همچنین میکیتانی به تمامی کارمندان خود اعلام کرد که تنها دو سال فرصت دارند تا مهارت‌های زبان انگلیسی خود را تقویت کنند و در یکی از آزمون‌های بین‌المللی زبان انگلیسی شرکت کنند و نمره قبولی بیاورند – در غیر این صورت باید منتظر عواقبی چون افت رتبه سازمانی و یا حتی اخراج باشند.

Why English Matters

امروزه زبان انگلیسی نقش بسیار مهمی در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. توانایی برقراری ارتباط موثر به زبان انگلیسی می‌تواند به موفقیت سریع سازمان‌ها منجر شود.

داستان راکوتن خیلی سریع در رسانه‌ها پیچید، و واکنش‌های متضادی از سوی شرکت‌های ژاپنی برانگیخت، تحسین و تحقیر. مدیرعامل شرکت هوندا، تاکانوبو ایتو رسما اعلام کرد: «وادار کردن کارمندان یک شرکت ژاپنی به انگلیسی صحبت کردن آن هم زمانی که اکثریت نیروی کار ژاپنی هستند حماقت است.» اما میکیتانی شکی نداشت تصمیمش درست است و سیاست‌های او روزی به ثمر خواهد نشست. اجبار به یادگیری زبان انگلیسی سازمانی میکیتانی را قادر ساخت تا سازمانی قدرتمند و منعطف بسازد. درحال‌حاضر، از هر 6 مدیر ارشد سازمان، سه نفر ژاپنی نیستند؛ حتی آنها نمی‌توانند ژاپنی صحبت کنند. شرکت همچنان بی‌وقفه درحال جذب استعدادها در سطح جهانی است. درحال‌حاضر، نیمی از کارمندان ژاپنی راکوتن می‌توانند به زبان انگلیسی تعاملات موثر برقرار کنند و 25 درصد از آنها با تمامی همکاران و شرکای تجاری خارجی خود در شرکت‌های تابعه به‌طور مرتب به زبان انگلیسی ارتباط برقرار می‌کنند و دوره‌های زبان انگلیسی سازمانی مرتب برگزار می‌شود.

اتخاذ چنین رویکردی و گسترش آموزش زبان انگلیسی سازمانی به‌هیچ‌وجه کار ساده‌ای نیست و شرکت‌ها با چالش‌های بسیاری در این مسیر مواجه می‌شوند. چنین تصمیمی بسیار انقلابی است و اصولا تصمیمات انقلابی با مقاومت از سوی کارمندان مواجه می‌شود. بسیاری از کسانی که سطح زبان انگلیسی پایینی نسبت به بقیه دارند اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهند، ممکن است پویایی و عملکرد تیم‌ها  تحت‌تاثیر قرار بگیرد، حسادت‌ها و تنش‌های پنهان میان اعضای سازمان بالا بگیرد و یا حتی ممکن است پای تعصبات ملی به میان کشیده شود. اما برای رقابت و بقا در بازار اقتصاد جهانی، شرکت‌ها باید موانع زبانی را درنوردند – و زبان انگلیسی تقریبا همیشه فصل مشترک تعاملات و تجارت بین‌المللی است، حداقل درحال‌حاضر.

دوره‌ی VIP باران مخصوص مدیران ارشد و عالی سازمان‌ها طراحی‌شده است. این دوره‌ها برای افرادی برگزار می‌شود که شرایط کاری و محدودیت‌های زمانی آنها باعث می‌شود که کلاس انفرادی داشته باشند تا بتوانند نتیجه‌ی خوبی از یادگیری زبان انگلیسی بدست آورند.

چرا فقط انگلیسی؟

سه دلیل اساسی برای این موضوع وجود دارد که چرا زبان انگلیسی در سطح سازمانی استاندارد قلمداد می‌شود:

فشار رقابتی

چه قصد خرید داشته باشید چه فروش، ناچارید با طیف گسترده‌ای از مشتریان، تامین‌کنندگان و دیگر شرکای تجاری ارتباط برقرار کنید. اگر بخت بلندی داشته باشید، برای این تعامل از زبان مادری می‌توانید استفاده کنید – اما همیشه در بر روی یک پاشنه نمی‌چرخد. شرکت‌هایی که بهای چندانی به استراتژی‌های آموزش زبان سازمانی نمی‌دهند اساسا فضای کسب سهم از بازار و موقعیت رشد خود را محدود به اقیانوسی کرده‌اند که زبان مادری آنها در آن صحبت می‌شود، و چنین چیزی در رقابت تنگاتنگِ اقیانوسِ سرخ بازار چیزی کم از خودکشی نیست؛ چرا که آنها در رقابت با رقبایی که سیاست‌های آموزش زبان انگلیسی سازمانی برگزیده‌اند عامدانه خود را محکوم به شکست کرده‌اند و قافیه را به مزیت رقابتی دیگر شرکت‌ها باخته‌اند.

جهانی‌شدن امور و منابع اطلاعاتی

تفاوت‌های زبانی ممکن است بحران‌زا باشد – مانند داستان برج بابل – خصوصا زمانی که کارمندانی از جغرافیاهای گوناگون برای اهداف سازمانی در تکاپو هستند. شاید کارمندی در بلژیک اطلاعاتی از شرکتی در بیروت یا مکزیک نیاز داشته باشد یا کارمندی در ایران برای تامین کالا راهی جز تعامل با شرکتی چینی نداشته باشد. اگر فصل مشترکی وجود نداشته باشد، تعاملی صورت نخواهد گرفت. همچنین مهارت زبانی قوی‌تر کارمندان را برای کسب اطلاعات دست‌اول توانمند می‌سازد، که مسلما بخشی جداناشدنی از فرایند تصمیم‌گیری است. شرکت نستله، غول سوئیسی صنعت تغذیه، بهره‌وری فرایندهای تامین و جذب نیروی خود را تا 30 درصد بهبود بخشید، آن هم به کمک اجرای سیاست‌‌های آموزش زبان انگلیسی سازمانی و تعریف استانداردهای دانش زبان انگلیسی برای کارمندان.

ادغام و اکتساب و مذاکره میان مرزهای ملی

مذاکره در مورد ادغام و اکتساب دو یا چند شرکت به‌اندازه کافی موضوع پیچیده‌ای هست، حتی اگر همه زبان مشترکی داشته باشند. اما زمانی که اینطور نباشد بسیاری از جزئیات به‌سادگی از دست می‌روند، حتی اگر سطح تعامل در حد رد و بدل کردن یک ایمیل باشد. به‌علاوه، سابقه‌ی خوشی از ادغام‌های میان‌فرهنگی وجود ندارد؛ به‌همین دلیل است که وقتی شرکت آلمانی هوشت و شرکت فرانسوی رون پولان در سال 1998 باهدف خلق شرکت آونتیس، پنجمین شرکت بزرگ تولید و پخش دارو در جهان، ادغام شدند، تصمیم گرفتند به جای فرانسوی و آلمانی زبان انگلیسی را به‌عنوان زبان سازمانی خود انتخاب کنند تا کفه‌ی ترازو به سمت هیچ کدام از طرفین سنگینی نکند. از اینکار حتی برای برندینگ و هویت‌سازی سازمانی نیز می‌توان استفاده کرد. در دهه 1990، یک شرکت سازنده‌ی لوازم خانگی نه‌چندان‌بزرگ در ایتالیا به نام مِرلونی، برای بالا بردن وجهه‌ی بین‌المللی سازمان خود تصمیم گرفت زبان انگلیسی را در آموزش‌های سازمانی خود جای دهد، کاری که باعث شد برند آنها در سطح جهانی از رقبای روسی و انگلیسی شناخته‌شده‌تر بشود.

در طول تاریخ بشر هیچ زبانی به اندازه زبان انگلیسی سریع در سطح جهان فراگیر نشد. امروزه حدود 1 میلیارد و 750 میلیون نفر در سرتاسر کره زمین می‌توانند تا سطح مطلوبی به زبان انگلیسی صحبت کنند – که تقریبا یعنی 1 نفر از هر 4 نفر.

0 Shares
Share via
Copy link
Powered by Social Snap