مکالمه انگلیسی بین معلم و دانش آموز

موضوع مکالمه بین دانش آموز و معلم می تواند هر چیزی باشد مانند مربوط به آینده، امتحانات، دیر آمدن به کلاس، خوب یا ضعیف بودن در کلاس، در مورد تکالیف و غیره. هدف از گفتگو برقراری ارتباط است. به طور کلی ، رابطه بین دانش آموز و معلم رسمی است. هنگام خطاب به معلم ، دانش آموزان باید با استفاده از عناوینی مشابه آنچه در محیط کار استفاده می کنید ، احترام و ادب داشته باشند.

دانستن عنوان معلم مهمه تا به احترام اون رو صدا بزنین. در روز اول کلاس ، بیشتر معلمان خودشون رو معرفی می کنن و نام خودشون رو روی تخته می نویسن. در این مرحله ، شما می دونید که چطوری معلم تون رو صدا بزنید. با این حال ، اگر تردید دارید، بهتره به طور رسمی معلم رو خطاب کنید و آنها را آقا Mr/ خانم Mrs / خانم Miss خطاب کنید.

مکالمه بین دانش آموز و معلم در مورد آمادگی برای امتحان

Teacher: Hello, Roham. Have you started preparing for the exam?

Roham: No Sir. I will start from tomorrow onward.

Teacher: The exam is too near Roham. Do you remember your marks in the last exam.? It would be best if you improved this time and why are you still saying tomorrow.

Roham: I will study from today, Sir.

Teacher: You don’t look like interested still.

Roham: Sir, actually maths is too tough for me. I think I have to upgrade my basics. Otherwise, I couldn’t study well alone. That’s why I’m still confused.

Teacher: why you haven’t told me this before. I would have helped you before. And now you don’t worry. I will help you with the basics. Come to the office evening at 4 o’clock after class and tell your friends also that I am going to take a class for Maths and ask them to come if they are interested.

Roham: thank you so much, Sir.

Teacher: You are welcome and it’s my duty.

معلم: سلام، رهام. آیا شروع کرد ه ای برای امتحان آماده شوید؟

رهام: نه آقا. از فردا شروع میکنم.

معلم:  رهام ، امتحان خیلی نزدیک  است. آیا نمرات خود را در آخرین امتحان به یاد دارید. بهتر است این بار بهتر شوید و چرا هنوز هم می گویید فردا.

رهام: از امروز درس خواهم خواند، آقا.

معلم: به نظر نمی‌رسید هنوز علاقه‌مند باشید.

رهام: آقا، در واقع ریاضیات برای من خیلی سخت است. فکر می کنم باید اصولم را ارتقا دهم. وگرنه نمیتونستم به تنهایی خوب درس بخونم. به همین دلیل من هنوز گیج هستم.

معلم: چرا قبلاً این را به من نگفتی. من قبلاً به شما کمک می کردم. و حالا شما نگران نباشید من با اصول اولیه به شما کمک خواهم کرد. عصر ساعت 4 بعد از کلاس به دفتر بیایید و به دوستان خود نیز بگویید که قرار است در کلاس ریاضی شرکت کنم و از آنها بخواهید که اگر علاقه دارند بیایند.

رهام: خیلی از شما متشکرم، آقا.

معلم: خوش آمدید و این وظیفه من است.

مکالمه بین دانش آموز و معلم در مورد تکالیف

مکالمه انگلیسی بین معلم و دانش آموز

مکالمه بین دانش آموز و معلم در مورد تکالیف

Teacher : Good morning, dear students.

 صبح بخیر ، دانش آموزان عزیز

Student : Good morning, sir.

صبح بخیر، آقا

Teacher  : Ali, bring your home work note-book to me.

 علی،دفتر تکالیفت را برای من بیار

Student  : Sorry sir. I forgot my note-book at home.

 ببخشید آقا، من تکالیفم را فراموش کردم.

Teacher  : Did you do your home work?

آیا تکالیفت را انجام دادی؟

Student  : Yes, sir. But I left my note-book at home.

 بله آقا، اما دفترم را توی خونه جا گذاشتم.

Teacher  : How is it possible? I think you have not completed your home work and it is just an excuse.

 چطور امکان داره؟ من فکر میکنم شما تکالیفت را کامل نکردی فقط این یک بهانه است.

Student  : Sorry sir. Infact, I had to go to my uncle’s yesterday.

ببخشید آقا، راستش، دیروز باید می رفتم خانه ی عمویم.

Teacher  : Do you prefer other things to your studies? Very strange thing.

آیا چیزهای دیگر را به درس خواندن ترجیح میدهید؟ خیلی عجیبه.

Student  : My father asked me to go there.

پدرم ازم خواست که به آنجا بروم.

Teacher  : That’s right. After coming back, you could have completed your home work.

درسته، بعد از برگشتن شما می توانستید تکالیفت را انجام دهی.

Student  : It was late at night when I came back.

وقتی برگشتم آخر شب بود.

Teacher  : If you do not work regularly, you will fail in the Exam.

اگر شما منظم کار نکنید. در امتحان مردود می شوی.

Student  : Next time, I shall be careful.

دفعه بعد ، دقت میکنم.

Teacher  : One more thing. There is nothing important than studies in the world.

یه چیز دیگر، هیچ چیز مهمی در دنیا مهمتر از مطالعه کردن نیست.

Student  : I have realized it sir.

متوجه شدم آقا

Teacher  : Now you must develop your routine and show me your note-book tomorrow.

حالا باید کارهای روزانه خود را انجام بدهی و فردا تکالیفت را به من نشان بدهی.

Student  : O.K. Sir. I will complete my note-book today.

خیلی خوب آقا، من امروز دفترم را کامل میکنم.

Teacher  : Now you sit down.

حالا بشین.

Student  : Thank you sir.

از شما متشکرم آقا

مکالمه انگلیسی بین معلم و دانش آموز

مکالمه بین دانش آموز و معلم در مورد آینده

Teacher: What are you planning to do after passing your matric?

Student: Sir, it would depend on what marks I get.

Teacher: Ok, so what have you planned if you secured good marks in matric?

Student: I will haunt pre-medical groups in F.S.C. Otherwise, I shall join I.C.S.

Teacher: Why did you deem medical groups?

Student: I think that several people die due to inadequate medical aid. They cannot afford substantial medical costs. I shall help them without exerting any charges.

Teacher: Your statements are false because each student shows pity first, but does not work upon his promise and grows materialistic.

Student: I would not be in that evil group. My grandmother was very ill, and we could not get here appropriately treated because we were destitute. My purpose in life is to be a doctor, and I shall serve the people as a good citizen and help the needy free of cost.

Teacher: Ok, then. Hope You will get succeeded in your life.

Student: Thank you, sir.

مکالمه بین دانش آموز و معلم در مورد  آینده

معلم: پس از قبولی در ماتریک چه برنامه‌ای دارید؟

دانش‌آموز: آقا، این بستگی به نمره‌های من دارد.

معلم: خوب، پس اگر نمرات خوبی در ماتریک کسب کنید، چه برنامه‌ای دارید؟

دانش‌آموز: من گروه‌های پیش‌پزشکی را در F.S.C تعقیب خواهم کرد. در غیر این صورت به I.C.S ملحق خواهم شد.

معلم: چرا گروه های پزشکی را انتخاب کردید؟

دانش آموز: من فکر می‌کنم چند نفر به دلیل کمک‌های پزشکی ناکافی می‌میرند. آنها نمی توانند هزینه های پزشکی قابل توجهی را بپردازند. من بدون اعمال هیچ گونه اتهامی به آنها کمک خواهم کرد.

معلم: اظهارات شما نادرست است، زیرا هر دانش آموز اول ترحم می کند، اما به قول خود عمل نمی کند و مادی گرا می شود.

دانش‌آموز: من در آن گروه شیطانی نبودم. مادربزرگ من به شدت بیمار بود و ما نتوانستیم درمان مناسبی به اینجا برسانیم زیرا فقیر بودیم. هدف من از زندگی این است که پزشک باشم و به عنوان یک شهروند خوب به مردم خدمت کنم و بدون هزینه به نیازمندان کمک کنم.

معلم: خب، پس. امیدوارم تو زندگیت موفق باشی

دانش آموز: از شما متشکرم، قربان.